رابطهای برنامه نویسی کاربردی یا API راهکاری برای ارتباط نرم افزار با نرم افزار بوده و در واقع تکنولوژی اتصال سیستم ها به یکدیگر هستند. اما API ها فراتر از این هستند: آنها به توسعه دهندگان این امکان را می دهند که داده، توابع و برنامه ها را بکار گیرند تا محصولات و سرویس های جدیدی بسازند. یک نرم افزار گرفتن تاکسی آنلاین را در نظر بگیرید. این نرم افزار باید از API های مهیا شده توسط دیگران استفاده کند: برای مثال از سرویس Google Maps API برای تعیین مسیر یا از API های یک پلتفرم پرداخت دیجیتال. لذا APIها فقط یکسری قابلیت های فنی و تکنیکی نیستند، بلکه هم تجربه مشتری را می سازند و هم مکانیزم هایی برای ایجاد ارزش در اقتصاد مدرن می باشند. API ها اجازه می دهند که جامعه دیجیتالی و اقتصاد دیجیتالی با اتصال افراد، کسب و کارها و چیزها بتوانند باهم کار کنند. این اتصالات باعث می شوند که محصولات دیجیتالی، مدل های کسب و کار و کانال های کسب و کار جدیدی ایجاد شود.

API ها پنجره ای روی دارایی های دیجیتالی شرکت شما هستند و آنها را به شرکا و توسعه دهندگان عرضه می کنند. با ظهور اقتصاد API باز، توسعه دهندگان می توانند برنامه هایی بسازند که ترکیبی از API های مختلف باشد. API ها باعث می شوند تا توئیتر و فیسبوک همه جا در دسترس باشند. قرار دادن API به دور دارایی دیجیتالی باعث می شود تا شما هم وارد این بازی شده و برای کاربران ایجاد ارزش کنید.

تفکر محصول محور در خصوص API

تفکر محصول-محور در خصوص API به معنی طراحی و عرضه API ها با نگاهی بلند مدت به ایجاد ارزش از طریق آنها و در نتیجه تغییر در خواسته های مشتری است. این تفکر در تضاد با استفاده از API تنها در یک یا چند پروژه محدود می باشد. جزء کلیدی این تفکر طراحی API مشابه با محصولات است. چگونگی طراحی یک API می تواند بر روی میزان سادگی استفاده توسط توسعه دهندگان و برنامه نویسان و در نتیجه بکارگیری در دراز مدت تاثیر بگذارد. اگر API تنها برای برقراری ارتباط درون محدوده یک پروژه طراحی و پیاده سازی شده باشد، هیچ مستندسازی درستی نداشته و استانداردهای طراحی، نسخه بندی، امنیت و سایر عوامل تاثیر گذار در موفقیت در آینده، در آن لحاظ نشده است.

در مقابل اگر طراحان API با نگاهی محصول-محور به آن داشته باشند، سادگی استفاده را در اولویت بالا قرار داده و بدنبال افزایش احتمال ایجاد ارزش استراتژیک توسط API و توسعه آن در آینده هستند. معمولا سازمان های که عادت کرده اند تا API های مورد نیازشان را خودشان درون پروژه ها بسازند، برای حرکت به سمت این تفکر و ساخت و مدیریت محصولات API دچار مشکل می شوند. در بسیاری از این سازمان ها تیم های هر پروژه کتابخانه ها و روش های پیاده سازی خاص خودشان را انتخاب کرده اند و لذا تغییر نیازمندی در API ها پیچیده و پرهزینه خواهد بود. ساخت API بر اساس نیازمندهای یک پروژه نیز باعث می شود قابلیت توسعه API محدود گردد. چون این API ها درست طراحی نشده اند، اعمال تغییرات در آنها پیچیده و هزینه بر بوده و لذا سودآوری خود را از دست خواهند داد.

محصولات API بایستی طوری طراحی شوند که توسعه دهندگان بتواند به سادگی از آنها استفاده کرده و همچنین ملاحظات امنیتی و دغدغه های مستندسازی و نمونه کد در آنها لحاظ شده باشد. اما در هر حال در طراحی یک API نباید افراط کرد و انعطاف پذیری آن را در آینده محدود ساخت. به خاطر داشته باشید که برنامه های با معماری سرویس-گرا یا SOA نیز بر روی استفاده مجدد تمرکز داشتند، اما بخاطر تورم بیش از حد (وجود کدهای بسیار زیاد که برای استفاده های آینده پیش بینی شد اند) به میزان عمده ای با API ها جایگزین شده اند. APIها تکنولوژی مرکزی در زنجیره ارزش دیجیتال هستند. بنابراین آنها بایستی ویژگی های مشخصی داشته باشند تا برای برنامه های کاربردی ایجاد ارزش کنند: طراحی خوب، امنیت مستحکم، ارزشمندی تجاری واقعی، کارایی بالا و سرعت مناسب در دسترسی به داده مناسب در سیستم های زیرساخت. در زمان طراحی API سادگی استفاده در آینده را همیشه مد نظر داشته باشید. هدف این نیست که API را برای تمام نیازها طراحی کنیم. بلکه هدف شروع از این پایه و اساس قابل توسعه و ارائه ارزش به توسعه دهندگان می باشد. سپس می توان از آنها بازخورد گرفت و توسعه آینده را برنامه ریزی نمود. تفکر محصول محور در خصوص API نیاز به رفتار محصول-محور با API دارد. بایستی یک مدیر یا مالک محصول برای آن وجود داشته باشد – نه یک مدیر پروژه که تنها هدفش تولید لیستی از نیازمندیها باشد. مدیر محصول بایستی نیازمندیهای مشتریان برای محصول را شناخته و مسئولیت ترجمه آنها به نیازمندی های محصول و تعیین مسیر راه محصول را بر عهده بگیرد. برای رسیدن به این مسیر، مدیر محصول بایستی با دیگر مدیران کسب و کاری و فنی همسو باشد. آنها بایستی از ابزارهای مدیریت API برای مدیریت استفاده از محصول، تامین توافقات سطح سرویس (SLA) و اطمینان از اینکه محصول نیازمندی های مشتری را برآورده می سازد، استفاده نمایند.

طراحی یک بیان ساده، ایده پردازی و طرح ریزی ابزارهای مورد استفاده توسط انسان می‌باشد. از همان زمانیکه انسان‌های نخستین سنگ‌های گُوِه-شکل را بعنوان سلاح جنگی استفاده می‌کردند، طراحی به بخشی از تجربه ما تبدیل شد. انسان‌های اولیه‌‌ای که ایده استفاده از سنگ به‌عنوان سلاح را دادند، در واقع اولین طراحان بودند. در طول زمان، این ابزارها تنوع پیدا کردند و پیچیده‌تر شدند.

امروزه ابزارها همه جای زندگی ما و در هر گوشه‌‌ای از تجربه بشر حضور دارند. آنها بر روی لباس‌هایی که می‌پوشیم، جایی که در آن زندگی می‌کنیم و جاده‌هایی که در آن حرکت می‌کنیم تاثیرگذار هستند. در واقع هر شیء‌ای که به دست بشر ساخته شده، نتیجه طراحی است. ابزارها تبدیل به سیستم‌ها، پلتفرم‌ها، شبکه‌ها و اشیاء غیرفیزیکی شده‌اند. فراسوی سودمندی و کارکرد، زیبایی شناسی نیز بخش بزرگی از طراحی شده است. تغییرات دریای تکنولوژی در سه دهه گذشته، باعث احساس نیاز به نوع خاصی از طراحی شده است. امروزه محصولات لزوما فیزیکی نیستند؛ آنها بجای اتم‌ها، از بیت‌ها ساخته شده‌اند. به‌زودی اغلب ارتباطات جوامع بشری بصورت دیجیتالی انجام خواهد شد. اغلب کسب و کارها فقط بر روی اینترنت فعالیت خواهند کرد. برای کار درون این قلمرو دیجیتال، لازم است که طراحان بتوانند سطح بالایی از پیچیدگی در سیستم‌ها را مدیریت کنند. همچنین طراحان بایستی تبحر بالایی در دانش محاسبات و اینترنت داشته و حوزه تخصصیِ صنعتی که کسب و کارشان در آن فعالیت می‌کند را بشناسند.

طراح محصول

طراحان محصول مسئول برآورده‌ساختن نیاز مشتری هستند. آنها با مدیران محصول کار می‌کنند تا قابلیت‌ها و ویژگی‌های محصول را معین نمایند. طراحان محصول همچنین مسئول تجربه محصول (product experience) هستند. برخلاف طراحان تجربه کاربری (user experience)، یک طراح محصول نمی‌تواند نسبت به جنبه‌هایی خارج از تجربه کاربری محصول، کورکورانه عمل کند. به‌عبارت دیگر اگر محصول نیازهای کاربران را برآورده نسازد، تجربه آنها اهمیتی ندارد؛ لذا طراح محصول بایستی در ابتدا این نیازمندیهای اولیه را هدف قرار دهد. پس از اینکه قابلیت‌ها و ویژگی‌های عملکردی محصول مشخص شد، طراح بایستی آنها را به طرح‌های دقیق و یکسری مصنوعات تبدیل کند تا مهندسان بتوانند در زمان ساخت قابلیت‌ها، به آنها مراجعه کنند. بویژه اینکه طراح محصول، مسئول ترسیم چشم انداز موفقی برای محصول، ایجاد معماری تجربه محصول، و سپس تعیین جزئیاتی مانند این است که واسط کاربری محصول چگونه کار کند و به چه صورت با کاربر تعامل نماید. هدف نهایی آن است که محصولی ساخته شود که مردم آن را بخواهند.

چرا طراحی محصول در استارتاپ ها مهم است؟

 

محصولات خلق می‌شوند تا به مردم کمک کنند. ما با استفاده از محصولات اطراف‌مان، کارها را بهتر، سریعتر و ساده‌تر انجام می‌دهیم. بهترین محصولات، آنهایی هستند که در این زمینه آنقدر خوب عمل ‌کنند که در نهایت در زندگی روزمره ما نهادینه شده و با تجربه بشر از زندگی روزمره ادغام گردند. این محصولات به ما اجازه می‌دهند که نسخه‌های بهتری از خودمان باشیم و اینکار را با نمایان ساختن ارزش و آشکارسازی قابلیت‌هایی که درون ما نهفته است، انجام می‌دهند. بهمین خاطر است که طراحی اهمیت بسیار زیادی دارد. بکارگیری یک راهکار همدلانه به طراحان اجازه می‌دهد تا فرصت‌های کسب بینش در خصوص طراحی‌های جدید و بدیع را شناسایی کرده و بتوانند با انجام طراحی، به مردم سود برسانند. اغلب مواقع چالش‌هایی که مردم با آن مواجه هستند، چیزی نیست که طراحان محصول شخصا آن را تجربه کرده باشند. دلیل این موضوع ساده است: ما نماینده تمام افراد در دنیا نیستیم. تجربیات، فرضیات و دانش ما درباره دنیا، ما را به سمت تمام سناریوهایی که مردم با آن روبرو می‌شوند، سوق نمی‌دهد. اکنون این سوال مطرح می‌شود: چگونه می‌توانیم برای انسانها طراحی انجام دهیم، در حالیکه مشکلات و چالش‌هایی که با آن مواجه هستند را نمی‌دانیم؟ پاسخ آن است که طراحان بایستی تحقیق کنند تا مسائل مردم را بفهمند. بویژه داشتن حس همدلی در زمان انجام این تحقیقات، می‌تواند به طراحان کمک کند تا به هدف خود برسند. همدلی در حوزه طراحی، به معنای کنارگذاشتن دانش، تجربه، دیدگاه‌ها و گاهی اوقات جهان بینی شخصی‌مان است تا بهتر بتوانیم دیدگاه‌ها، تجربیات، اهداف، انگیزه‌ها، آرزوها و انتظارات مردمی که برای آنها طراحی می‌کنیم را درک نمائیم. البته این موضوع بدان معنا نیست که کاملا خودمان را نادیده بگیریم، بلکه بایستی از نفسانیات و تعصبات خودمان رها شویم تا بتوانیم شرایطی که دیگران در آن قرار دارند را درک کنیم و لذا حس زیادی از آگاهی و هوشیاری در خصوص مردم، بجای خودمان، داشته باشیم. طراحی محصول درباره حل مشکلات و داشتن رویای بهبود برای بشریت است. برای این منظور، همدل بودن همیشه اولین قدم است. برای انجام فرایند طراحی به بهترین شکل ممکن، طراحان محصول بایستی روش‌هایی را برای تمرکز بر روی کاربران نهایی که قصد کمک و خدمت رسانی به آنها را دارند، بکار گیرند.