زمانیکه به دنبال معنای واژه استراتژی بگردید، احتمالا این توضیح را پیدا می کنید: یک طرح اقدام برای رسیدن به یک هدف بلند مدت. توسعه یک استراتژی موفق دو مرحله دارد: یافتن استراتژی درست و سپس تصمیم گیری برای پیاده سازی موثر آن. استراتژی محصول چگونگی رسیدن به هدف بلند مدت را توصیف می کند و شامل ارزش پیشنهادی محصول، بازار، قابلیت های کلیدی، و اهداف تجاری می باشد. شکل زیر چگونگی ارتباط استراتژی محصول و نقشه راه آن، و ارتباط این دو با چشم انداز و بک لاگ محصول را نشان می دهد.

چشم انداز دلیل و هدف نهایی برای ساخت محصول را مشخص می کند. استراتژی محصول چگونگی به واقعیت پیوستن چشم انداز را ترسیم می کند، نقشه راه محصول چگونگی اجرای استراتژی را مشخص می سازد، و بک لاگ محصول حاوی جزئیات لازم برای توسعه محصول مشخص شده در نقشه راه است. این جزئیات شامل epic ها، داستان های کاربر، و سایر نیازمندیها می باشند. توجه کنید که ارتباطات بین عناصر شکل فوق دو جهته است، بدین معنی که برای مثال بک لاگ محصول می تواند باعث تغییر در نقشه راه شود و این تغییر نیز باعث تاثیرگذاری بر استراتژی خواهد شد. برای مثال اگر بازخوردی از مشتریان و یا کاربران دریافت شود که نشان دهنده برآورده نشدن نیازهای آنها باشد، و یا اگر فرایند توسعه کند باشد، آنگاه نقشه راه محصول ممکن است تغییر کند. بطور مشابه، تغییرات بزرگتر در نقشه راه محصول می تواند باعث اصلاحاتی در استراتژی آن شود. و اگر شما یک استراتژی محصول معتبر پیدا نکنید – یک استراتژی که به شما کمک کند تا چشم انداز را تحقق بخشید – آنگاه شما بایستی چشم انداز را تغییر داده و یا به دنبال چشم انداز تازه ای باشید.

چشم انداز چیست؟

چون استراتژی محصول یک طرح سطح بالا است که قصد شما برای تحقق بخشیدن به چشم اندازتان را مشخص می کند، لذا بهتر است کار را با ثبت چشم انداز شروع کنیم. چشم انداز، هدف نهایی شما از ساخت محصول است و تغییرات مثبتی را مشخص می کند که محصول بایستی همراه با خود ایجاد کند. داشتن یک چشم انداز مهم است، زیرا ساخت و مدیریت یک محصول موفق به زمان و انرژی زیادی نیاز دارد. برای اینکه کاملا متعهد باشید، باید مجاب شوید که چیزی که انجام می دهید درست است: زندگی آنقدر کوتاه است که ما فرصت نداریم روی محصولاتی کار کنیم که به آنها اعتقادی نداریم.

یک چشم انداز موثر چهار ویژگی دارد: بزرگ است، مشترک است، الهام بخش است و مختصر است. یک چشم انداز بزرگ شانس اینکه مردم محصول شما را بخرند افزایش می دهد. همچنین شما در صورت لزوم راحت تر می توانید استراتژی را تغییر دهید و در عین حال چشم انداز را ثابت نگه دارید. زیبایی داشتن یک چشم انداز مشترک آنست که افراد را تهییج کرده و متحد می سازد: این نوع چشم انداز «ستاره قطبی» محصول است، همکاری را تسهیل می بخشد و دوام و استمرار را در یک دنیای همیشه متغیر، مهیا می سازد. یک چشم انداز الهام بخش، بین تمام افرادی که روی محصول کار می کنند طنین انداز شده و حتی اگر همه چیز سخت شود، انگیزه بخش و راهنمای آنها خواهد بود. در نهایت یک چشم انداز مختصر، به سادگی قابل تبادل و درک است. برای این منظور باید بتوان آنرا با یک شعار کوتاه بیان کرد. از ذی نفعان اصلی بخواهید چشم اندازهای خود را برای محصول مشخص کرده و با هم به اشتراک بگذارند. آنگاه به یک وجه مشترک رسیده و از آن برای ایجاد یک چشم انداز عالی، مشترک، الهام بخش، موجز و مختصر استفاده کنید.

استراتژی محصول چیست؟

چه چیزی بین جستجو در گوگل و گرفتن تاکسی از اوبر مشترک است؟ هر دو تجربیات تکنولوژیکی هستند که نیاز به محصولاتی با طراحی با کیفیت دارند تا بتوانند تعاملات پیچیده فرایندی و حجم عظیمی از داده را مدیریت کنند. برای رسیدن به این منظور، داستان های کاربر بایستی نوشته شود، نقشه اولیه طراحی باید کشیده شود، و تصمیمات مناسب در خصوص معماری و تکنولوژی گرفته شود. گرچه توجه به جزئیات برای ساخت یک محصول موفق لازم است، اما ممکن است به راحتی در میان آنها گم شویم! اینجا جایی است که استراتژی محصول وارد عمل می شود: به شما کمک کند تا با نگاه به تصویر کلی محصول، آنرا به طور مستمر مدیریت کنید.

یک استراتژی محصول یک نقشه سطح بالا است که به شما کمک می کند تا چشم انداز یا اهداف نهائی تان را تحقق بخشید. استراتژی شرح می دهد که محصول شما برای چه کسی است؟ و چرا افراد ممکن است بخواهند برای محصول شما پول داده و از آن استفاده کنند؟ محصول چیست و چه چیزی آنرا برجسته می سازد؟ اهداف کسب و کاری آن چیست و محصول برای شرکت شما چه ارزشی دارد که بخواهد روی آن سرمایه گذاری کند؟ توجه کنید که استراتژی محصول، یک طرح ثابت و یا چیزی که شما فقط برای یک محصول تازه بسازید، نیست: استراتژی با رشد محصول شما و بلوغ آن تغییر می کند. در نتیجه، بایستی استراتژی محصول تان را بطور مرتب – حداقل هر سه ماه یکبار- بازبینی کرده و تعدیل کنید.

نقشه راه محصول چیست؟

تصور کنید که تصمیم گرفته اید تا برای تعطیلات به جائی بروید. داشتن یک استراتژی برای رسیدن به یک مقصد با خودرو خیلی عالی است، اما تعدادی سوالِ پاسخ داده نشده نیز وجود دارد: از کدام جاده باید به آنجا بروید؟ از بزرگراه ها بروید یا از مسیرهای روستایی؟ بایستی بین راه توقف کنید؟ اگر بله، کجا و چه زمانی؟ بدون پاسخ دادن به این سوالات، رفتن به این مسیر واقعاً نیاز به شجاعت زیادی دارد! واقعیتی که در مورد سفر جاده ای بالا وجود داشت، در مورد محصول شما نیز صدق می کند. داشتن یک چشم انداز مشترک و یک استراتژی معتبر لازم است، اما کافی نیست. شما نیاز دارید که جزئیات مسیر محصول تان را مشخص کنید؛ تعیین کنید که چگونه استراتژی اجرا شود؛ و یک نقشه قابل اجرا داشته باشید که تمام کسانی که در توسعه و مهیا ساختن محصول مشارکت دارند را به صف می کند. به عبارت دیگر، به یک نقشه راه محصول نیاز دارید. در واقع نقشه راه محصول، ابزار بسیار مفیدی برای پیاده سازی استراتژی محصول و همسو شدن با ذی نفعان است.


بازگشت به بالا